من وتو باهم بودیم

 

من که میرفتم

 

تا تو

 

تو که میرفتی تا من انقدر بلندبلند بخندم

 

که گریه ام بگیرد درتو

 

حالا پشت ثانیه ثانیه پلک زدنت

 

کبریتی درمن روشن است

 

و رویای پریدن

 

روی شاخه ی درخت

 

دستانت که دوبال پرنده اند 

 

در من

 

     در تو 

 

چگونه به اواز ققنوس رسیدند...